داستان نویس نوجوان ، ورود
موفقیت در زندگی
وقتی وسط مخمصه گیر افتادی، تنها کسی که بهت کمک می کنه خودتی!!! یا تو قالب شاید علمی اش، همون چیزی باشه که بهش میگن ضمیر ناخودآگاه!!!  وقتی تحت فشاری باید بهترین تصمیم رو بگیری ولی اغلب آدم ها با تصمیم ها و رفتارهای عجولانه شون، با الکی دست و پا زدن، خودشونو بیشتر تو باتلاق مشکلات غرق می کنن و برگه برنده شون ــــ زمان ــــ را می سوزونند!!!
در حالی که بعضی وقت ها لازمه یکم صبر کنیم و با کنترل کردن ضمیر ناخودآگاهمون زمان بخریم؛ بعضی وقت ها لازمه به جای رویارویی سریع با مشکلات، از داور بازی وقت استراحت درخواست کنیم و از زمین بازی فاصله بگیریم!!! با مربی مشورت کنیم و عاقلانه تر، با هیجاناتمون برخورد کنیم. درسته که با درخواست این وقت، زمان مسابقه برامون کمتر میشه ولی یادمون باشه یک مسابقه استراتژیک و پر از فن و تكنيك، خیلی جذابتر از یک مسابقه کسل کننده و یکنواخت هست حتی اگر این مسابقه کسل کننده، نتیجه اش برد باشه؛ بازی ای که تو ذهن تماشاگر ماندگار میشه و شما رو تو عرصه، پررنگ و حتی تو تاریخ تبدیل به یک قهرمان و ثبت می کنه بی شک، همون مسابقه پر از صحنه های حساسه !!!
زندگی و رسیدن به موفقیت درست مثل همین مسابقاتی میمونه که یک سری هاشون تو ذهن هامون ثبت میشن و یک سری هاشون نه!!! در واقع تویی که تصمیم می گیری صرفاً تو عرصه باقی بمونی و روند کسل کننده رو در پیش بگیری و ادامه بدی یا تو صدر جدول اسمت بدرخشه!!! با این تفاوت که تماشاگر و مربی و بازیکن این مسابقه خودِ تویی!!! تویی که باید با حریف های مختلف رو به رو بشی و لازمه به عنوان یه مربی اون هارو آنالیز کنی، برنامه هاشون رو حدس بزنی و درست تو لحظه هایی که باختت حتمی هست برای خودت زمان بخری . از زمین مسابقه بیرون بیای، برنامه ریزی و هدفگذاری کنی تا بتونی بجنگی؛ تویی که باید مثل یک تماشاگر و طرفدار دو آتیشه خودت رو تشویق کنی و حتی اگر باختی به خودت وفادار بمونی و در جایگاه یک بازیکن فن های مختلف رو یاد بگیری، تمرین کنی، اردوهای سخت رو بگذرونی و خودت رو باور داشته باشی تا یه روزی بتونی با شجاعت در مقابل بهترین ها، مبارزه کنی و با موفقیت تبدیل به یکی از بهترین ها یا حتی بهترین بشی!!!
تو مسابقه زندگی حتی حریف هم خودتی، این تویی که با تصمیم های اشتباه به خودت خیانت می کنی یا در صورتی که مرتکب اشتباهی شدی از تجربه هات درس نمی گیری!!! یا به محض اولین شکست درجا میزنی!!! تو، قدرت این رو داری تا موضع ات رو در مقابل خودت مشخص کنی می خوای هم تیمی خودت باشی یا حریفی که پیوسته آرزوش شکست تو هست؟!!!
این تویی که باید به ضمیرناخودآگاه خودت شناخت پیدا کنی تا تو لحظه های حساس بازی به خودش اجازه نده بین اینکه تورو مصمم تر کنه یا بهت خیانت کنه، مردد بشه!!! و این تویی که موظفی تا این تعارض رو از بین ببری و هماهنگی کافی رو ایجاد کنی!! چون تو، مسئول فنی این تیمی و فقط باید شروع کنی! شروع کردن، لازمه موفقیت هست چون تا وقتی پات رو از نقطه امنت بیرون نگذاری، ریسک نکنی و نجنگی؛ قطعاً یک بازنده ای و فراموش نکن، اگر ببازی به عنوان سرمربی باشگاه زندگی ات باید پاسخگوی هوادارها باشی و قطعاً بدترین اتفاق، شرمندگی در مقابل خودته!!!

ارسالی از : آیدا رنجبر

حق نشر این داستان برای داستان نویس نوجوان محفوظ است .

شما هم می توانید دیدگاهتان را بنویسید.

دیدگاه شما برای ما مهم است.

امتیاز کاربران به : موفقیت در زندگی

امتیاز
دیدگاه ها
۱۳۹۹/۱/۲۷

Myth :

از تشبیه تون به یه تیم فوتبال خیلی خوشم اومد ولی زیادی طولش دادی یه متن انگیزشی باید کوتاه و مفید باشه ولی مال شما دیگه خیلی طولانی شده بود. ولی در کل آفرین من خوشم اومد، بار بعدی سعی کن متنت کوتاه و پر محتوا باشه.

امتیاز
آیا این دیدگاه برایتان مفید بود ؟