میخائیل الکساندرویچ شولوخف، نویسنده برجسته معاصر شوروی، در ماه مه 1905 در یکی از روستاهای سرزمین قزاقنشین دن به دنیا آمد. پدرش کشاورز و دامدار بود و مادرش از نژاد قزاقها بود. این پیشینه، بهویژه وابستگی به قزاقها و زندگی در سرزمین دن، تأثیر عمیقی بر آثار و دیدگاههای ادبی او گذاشت. شولوخف تا سن 13 سالگی به مدرسه رفت، اما با شروع انقلاب روسیه، تحصیلاتش را رها کرد و بهجای آن در جنگهای داخلی که روسیه را درگیر کرده بود، شرکت کرد. این تجربیات جنگی تأثیر عمیقی بر نویسندگی او داشت و بسیاری از آثارش بازتابدهنده این دوره پرآشوب هستند.
پس از پایان جنگ داخلی، شولوخف برای تأمین معیشت خود به مشاغل مختلفی روی آورد. او مدتی به بنایی، حسابداری و کارمندی آمار پرداخت. سپس به تدریس مشغول شد و پس از آن به حرفه روزنامهنگاری وارد شد. این دوره از زندگی او نیز به او فرصت داد تا با طیف وسیعی از تجربیات انسانی و اجتماعی آشنا شود و این تجربیات بهطور گستردهای در نوشتههایش منعکس شد. در سال 1925، نخستین مجموعه داستانهایش با عنوان “داستانهای دن” منتشر شد که او را بهعنوان نویسندهای با استعداد معرفی کرد.
همان سال، شولوخف به زادگاه خود در سرزمین دن بازگشت و نوشتن شاهکار بزرگ خود، رمان “دن آرام”، را آغاز کرد. این رمان که چهارده سال به طول انجامید، به یکی از برجستهترین آثار ادبیات جهان تبدیل شد. “دن آرام” با نثری ساده اما دقیق و توصیفهای زنده و جاندار از طبیعت و زندگی روستایی، داستانی حماسی از زندگی مردم قزاق را روایت میکند و عشق شولوخف به سرزمین اجدادیاش، دن، در هر صفحه از آن موج میزند.
با شروع جنگ جهانی دوم، شولوخف بار دیگر به جبهه رفت و تجربیات جنگیاش را در کتاب “آنها برای میهن میجنگند” به تصویر کشید. او با استفاده از نثری ساده اما بسیار تأثیرگذار، توانست واقعیتهای تلخ جنگ و روحیه مردم شوروی را بهخوبی به تصویر بکشد. شولوخف بهخاطر همین ویژگیها و بهویژه بهخاطر رمان دو هزار صفحهای “دن آرام” که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده است، شهرت جهانی یافت. در سال 1965، او بهخاطر خدماتش به ادبیات جهانی، جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و نام خود را بهعنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم به ثبت رساند. شولوخف تا پایان عمرش به نوشتن ادامه داد و آثار او همچنان مورد توجه خوانندگان و منتقدان ادبی قرار دارد.