برچسب: ترسی نداشت که

داستان های ارسالی
profile avatar

ترسی نداشت که

صدای باندها آسمان تیره شب را میلرزاند. میکروفن را به لبم رساندم و گفتم صدای دستاتونو نمیشنوم!! حدود پانصد نفر همزمان تشویق هایشان را شدیدتر

ادامه داستان »