برچسب: حسودی پادشاه

داستان های ارسالی
profile avatar

حسودی پادشاه

روزی بود و روزگاری بود … پادشاه جوانی بود که بچه ها را بسیار دوست می داشت. اما دلش نمی خواست ازدواج کند. روزی تصمیم

ادامه داستان »