برچسب: مکسی و من ۵

داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

مکسی و من ۵

مکسی گفت: ـــ نکن! ماه رو کوچیک نکن!! آرش من فقط اینکه از نزدیک دیدمش برام کافیه!! گفتم: ــــ یعنی چی تو اصلاً میفهمی داری

ادامه داستان »