برچسب: پریا نعمت الهی

داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

کوری

در روزگاران قدیم دهکده ای وجود داشت که هیچکس از وجود آن خبر نداشت. تمام مردم این دهکده بر اثر یک اتفاق ناگوار کور شده

ادامه داستان »
داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

شاگرد تنبل

همانطور که از اسمم معلوم است من یک شاگرد تنبل هستم و صد البته که با آنلاین شدن کلاس ها تنبلترین شاگرد دنیا شده ام.

ادامه داستان »
داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

زشت زیبا

روزی دختری پیش حکیم رفت. و به او گفت: ـــــ ای حکیم به من بگو چطور خود را دوست داشته باشم؟ حکیم گفت: ـــــ به

ادامه داستان »
داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

زندگی ارث و میراثی

ما خانواده خیلی پر جمعیتی هستیم و البته خیلی عجیب و غریب!! برای خانواده  من و همچنین خواهران مادرم و خواهر و برادران پدرم از

ادامه داستان »
داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

یتیمان عاشق

پسرکی سه ساله بود که پدر و مادرش به او هیچ علاقه نداشتند و مدام با او بد رفتاری می کردند!! به همین خاطر او را به

ادامه داستان »