برچسب: کیهان پاک سرشت،

داستان های ارسالی
داستان نویس نوجوان

شب‌هایی با مهتاب بزرگ

سلام.  –  سلام عزیزم.  – وای …تو…تو میتونی حرف بزنی ؟  – وقتی میدونی اینقدر غافل گیر میشی پس چرا سلام میکنی؟  – اممممم….  –

ادامه داستان »