برچسب: یک صبح سرد و زمستانی

داستان های ارسالی
profile avatar

یک صبح سرد و زمستانی

چشمانم را میگشایم. لحاف گرم و نرم را کنار می زنم. نفس های سردش را حس می کنم. گویا پاییز کوله بارش را بسته و

ادامه داستان »