رویداد آنلاین و رایگان داستان نویسی و رعایت اصول نویسندگی - پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۰

قصه ستارگان

نویسنده: کیمیا شاهین

در یک شب تاریک و بی‌ابر، زمین به سوی آسمان خیره شد. ستاره‌ها، چون نقاط روشنی در پرده‌ی تاریک شب، به آرامی ظاهر شدند. هر یک از آن‌ها داستانی دارد، داستانی که از دوران‌های دور به ما رسیده است.

یکی از این ستاره‌ها، به نام سیریوس بود. سیریوس، ستاره‌ای در صورت فلکی سگ کوچک، با درخششی بی‌نظیر در آسمان ظاهر می‌شود. افسانه‌ها می‌گویند که سیریوس، خانه‌ی یکی از خدایان یونان باستان به نام آخیللس است. او در زمان‌های دور، به عنوان نمادی از قدرت و شجاعت شناخته می‌شد.

ستاره‌ها همچنین داستان‌های عاشقانه‌ای نیز دارند. آلتائیر، ستاره‌ای در صورت فلکی دراکون، به عنوان نماد عشق و وفاداری شناخته می‌شود. افسانه‌ها می‌گویند که آلتائیر، عاشق سیریوس بوده است و هر شب به سوی آن نگاه می‌کند.

در شب‌های بارانی، ستاره‌ها به نمایی دیگر درخشان می‌شوند. پرسئوس، ستاره‌ای در صورت فلکی پرسئوس، نماد امید و تلاش است. افسانه‌ها می‌گویند که پرسئوس، به دنبال یافتن یک گنج مخفی شده در آسمان است. او هر شب به سوی آسمان نگاه می‌کند و امیدوار است که یک روز، گنج را پیدا کند.

ستاره‌ها، همچنین نمادهایی از راهنمایی و هدایت هستند. پلئیاده‌ها، یک گروه از ستاره‌ها در صورت فلکی تاورس، به نماد همبستگی و یکدیگری هستند. افسانه‌ها می‌گویند که پلئیاده‌ها، همیشه با یکدیگر هستند و در شب‌های تاریک، به ما یادآوری می‌کنند که همیشه با دیگران همراهی کنیم.

ستاره‌ها، داستان‌های بی‌پایانی را در آسمان می‌گویند. هر شب، زمینی کوچک در برابر این داستان‌ها قرار می‌گیرد و ما به آرامی به سوی آسمان خیره می‌شویم، تا این داستان‌ها را بشنویم.

 

* این نثر ادبی بدون هیچ ویرایش و تغییری و کاملا مطابق متن ارسال شده توسط نویسنده می باشد.

نویسنده: کیمیا شاهین
وضعیت حق نشر:

وضعیت حق نشر:

حق نشر این نوشته برای داستان نویس نوجوان و نویسنده آن محفوظ است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *