انتهای روزگار

نویسنده: امیرحسین سرمست

متن نوشته:

خداوند روح خود را بر کاه و گل دمید و انسان را ساخت
ما انسان ها نیز روحی بر تخیلات خود دمیدیم و آن تخیلات شدند متن و کلمه ای که پراکندگیشان نه به اندازه انسان ها که هر کدام به کناری میروند و دفتر مشق روزگار را پر میکنند بلکه به ترتیب و پشت یکدیگر مینشنند و جملاتی به وجود می آورند که در پایان کتاب به یک انتهایی میرسیم
کاش آدم ها هم همین بودند
همچون کلمه ای درست در جای درست
تا این کلمات درست در کنار هم
جملات روزگار را روایت میکردند و در پایان
معلوم میشد که ما
اینهمه انسان کنار هم
اخر و عاقبت کتاب داستانمان چیست؟

 

* این نثر ادبی بدون هیچ ویرایش و تغییری و کاملا مطابق متن ارسال شده توسط نویسنده می باشد.

نویسنده: امیرحسین سرمست
داستان نویس نوجوان

داستان نویس نوجوان

حق نشر این نوشته برای داستان نویس نوجوان محفوظ است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.